کد خبر ۵۹۶۵۷۸ ۲۴۱ بازدید انتشار : ۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۴۷
شهید محمدصدیق امینی/

دیدار با امام امت که خشم ضد انقلاب را در پی داشت

شهید محمدصدیق امینی از اولین کسانی بود که عاشقانه به دیدار رهبر کبیر انقلاب اسلامی شتافت و پس از بازگشت از این سفر معنوی، چندین بار توسط عناصر ضدانقلاب تهدید شد؛ که از این به بعد نباید در راهپیمایی ها شرکت داشته باشد و یا با کمیته انقلاب اسلامی همکاری نماید!

به گزارش پایگاه خبری هنا به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید محمدصدیق امینی فرزند ولی و بانو جیران در روز هفدهم اردیبهشت ماه سال 1339 در شهر سنندج دیده به جهان گشود. پدرش از اهالی روستای پایگلان و مقیم شهر سنندج بود.

 

محمدصدیق به دلیل مشکلاتی که سد راهش بود تا پایان مقطع ابتدایی درس خواند و سپس به کار آزاد و رانندگی روی آورد. محمدصدیق فردی بصیر بود که عاشق اسلام، امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی بود. ایشان جوانی پر شور بود که با آغاز تحرکات انقلابی مردم کردستان و سراسر ایران به یکی از اعضای فعال در عرصه راهپیمایی ها و اعتراضات علیه رژیم پهلوی تبدیل شد.

 

محمدصدیق همیشه در صف اول راهپیمایی های شهر سنندج حضور داشت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با تشکیل ستاد انقلاب اسلامی یکی از اعضای فعال کمیته انقلاب اسلامی در شهر سنندج شد.

 

در آن روزها ریاست یکی از کمیته های انقلاب شهر سنندج بر عهده حاج آقا صفدری بود و محمدصدیق در ساختمان کمیته انقلاب شهر سنندج فعالیت می کرد. محمدصدیق از اولین کسانی بود که عاشقانه به دیدار رهبر کبیر انقلاب اسلامی شتافت و پس از بازگشت از این سفر معنوی، چندین بار توسط عناصر ضدانقلاب تهدید شد؛ که از این به بعد نباید در راهپیمایی ها شرکت داشته باشد و یا با کمیته انقلاب اسلامی همکاری نماید!

 

اما محمدصدیق آگاهانه و عاشقانه به آرمانهای انقلاب ایمان داشت و از این تهدیدها نمی ترسید و هم چنان با صلابت در راهپیمایی ها و در جلسات برنامه ریزی ستاد کمیته انقلاب حضور پیدا می کرد. تا اینکه در روز 28 اسفند سال 1357 توسط ایادی ضدانقلاب در شهر سنندج ترور و به فیض عظمای شهادت نائل آمد و پیکر پاک و مطهرش در آرامستان تپه شیخ محمد باقر سنندج مدفون شد.

 

خواهر شهید نقل می کند:

 

بهمن ماه سال 1357 شور و شوق ورود حضرت امام خمینی(ره) همه ایران اسلامی را فرا گرفته بود. مدتی می شد که محمد صدیق به اتفاق جوانان انقلابی شهر سنندج در ساختمان رو به روی مسجد جامع تجمع می کردند و برنامه های تظاهرات و راهپیمایی مردم شهر را برنامه ریزی می کردند. محمد صدیق صبح زود از خانه بیرون می رفت و دیروقت به خانه بر می گشت.

 

حکومت پهلوی برای مقابله با جوانان انقلابی دست به هر جنایتی می زد و ما نیز به شدت نگران محمد صدیق بودیم. محمد صدیق برای اینکه پدر و مادرم ناراحت نشوند، گاهی سری به خانه می زد و باز هم خیلی زود خودش را به دوستانش می رساند.

 

دو روزی می شد که محمد صدیق به خانه نیامده بود و ما به شدت نگرانش بودیم. پدر و مادرم تصمیم گرفتند برای به دست آوردن خبری از محمد صدیق به دوستانش مراجعه کنند.  یکی از دوستان صمیمی برادرم به پدر و مادرم گفته بود: نگران نباشید، محمد صدیق به محض شنیدن خبر ورود امام خمینی(ره) به میهن، به تهران رفت تا در این روزهای حساس در کنار امام خمینی(ره) و یاران صدیقش باشد.

0

آخرین اخبار