کد خبر ۵۳۷ ۴۰۱ بازدید انتشار : ۱ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۱۶
علی ستاری

مقایسه شباهت های واژگانی زبان لکی با برخی دیگر از زبان ها و گویش‌های ایرانی/ بخش نخست

مقایسه شباهت های واژگانی زبان لکی با برخی دیگر از زبان ها و گویش‌های ایرانی/ بخش نخست

 

چکیده

در این مقاله پس از معرفی زبان لکی به شباهت­ های واژگانی آن با زبان فارسی باستان، فارسی میانه ، پهلوی، فارسی نو ین و زبان آذری باستان پرداخته شده است. همچنین به برخی آواهای لکی که به زبان­ های کهن نزدیک اما با زبان فارسی نوین تفاوت دارند اشاره شده است. در این مقاله در باره تحول زبان فارسی باستان وخصوصاً تحول فارسی میانه به فارسی نوین بحث شده و در کنار این­ ها مثال­هایی از زبان لکی آورده شده است. با مقایسه­ ی واژگان این زبان­ها و واژگان لکی نشان داده شده است که زبان لکی  زیاد تغییر نکرده و نزدیکی خود را با این زبان­ ها که از زبان­ های کهن ایرانی هستند حفظ کرده است. انجام این مقایسه­ ها و پرداختن به شباهت ­ها و تفاوت­ های بین زبان­ ها می تواند از نظر زبانشناسی و آموزش زبان مهم باشد.

کلید واژه­ ها: زبان، لکی، شباهت واژگانی، گویش، فارسی باستان، تحول زبان

۱- معرفی زبان لکی

در بسیاری از بخش­ های استان لرستان مردم به زبان لکی سخن می­­گویند. مردم شمال و شمال غربی لرستان مانند شهر­های الشتر، نورآباد، کوهدشت، زاغه و چغلوندی به این زبان سخن می­گویند. همچنین تعداد زیادی از مردم شهر خرم آباد لک هستند. علاوه بر این، گسترش گویش لکی در خارج از مرزهای لرستان بسیار چشمگیر است. چنانکه در مناطق وسیعی از استان کرمانشاه مانند شهرهای کرمانشاه، صحنه، کنگاور، هرسین و دهستان های عثمانوند و جلالوند در گفتگوی روزمره از این زبان استفاده می­کنند . بسیاری از بخش های استان­های ایلام و همدان نیز این زبان را به کار می­برند.

گویش لکی با گویش گورانی و گویش کرمانشاهی همبستگی فراوران دارد. این گویش دارای آثار مکتوب فراوان می ­باشد. اخیراً کتابی تحت عنوان ”  گلزار ادب لرستان” که مجموعه ای از اشعار لکی است به وسیله ­ی اسفندیار غضنفری امرایی گردآوری شده و به چاپ رسیده است( امان­الهی بهاروند، ۱۳۷۴ : ۵۷).

ولادیمیرمینورسکی می­گوید لک جنوبی ترین گروه از قبایل کُرد ساکن ایران است. بنا به گفته­ ی زین العابدین شیروانی نام لک برگرفته از واژه ­ی فارسی لک (صد هزار) است، زیرا تعداد خانواده­های اولیه­ ی لک صد هزار بوده است. سلسله ­ی زندیه مهم ترین طایفه ­ای است که از میان لک­ ها برخاسته ­اند(مجله ی شقایق ۱۳۷۶: ۹۰). به نظر اُمان (۱۹۰۴) لکی از گونه ­های زبان کردی است و جزو گویش­ های لری محسوب نمی گردد. چریکف معتقد است که لرها و لک­ها با لهجه­های متفاوتی صحبت می­کنند و گویش آنها از یکدیگر متمایز است. شرفنامه ی بدلیسی(۱۳۴۳ : ۳۲۳) لک و زند را شاخه­ ای از قبایل کرد ایرانی ذکر کرده است.

در استان لرستان به دو گویش وابسته به هم اما مشخص یعنی لری و لکی صحبت می­ شود. طبق نظر گرنوت ویندفور لکی از گویش ­های کردی جنوبی است. این گویش اساساً در میان طایفه­های سلسله(الشتر) و دلفان(نورآباد) در جلگه­ های الشتر و خاوه و در میان طایفه­ های بیرانوند در حاشیه ­ی بالاگریوه واقع در شرق خرم آباد و در بین طایفه ­های پیشکوه از جمله میان طرحانی­ها(کوهدشت)، جلالوند­ها، هلیلانی­­ ها و نیز در بین شماری از طایفه­ های ساکن حد لرستان و کردستان، احمدوند و هرسین رواج دارد(اینگه دمانت مورتنسن ۱۹۹۳ : ۶۰).

سکندر امان الهی بهاروند در کتاب ” قوم لر” در تقسیم بندی زبان­ها و ارتباط گویش لری با آن­ها، لکی را در زمره ی زبان­های گروه شمال غربی قرار داده، یعنی در ارتباط با کردی، گیلکی، طالشی، سمنانی، خوانساری و بلوچی. دهخدا(۱۳۶۵: ۱۷۳) در ارتباط با مدخل”لرستان” می­گوید که سکنه­ ی این نواحی لرها و کردها هستند که از حیث قیافه به هم شبیهند ولی از حیث زبان با یکدیگر اختلاف دارند. سکنه­ ی واقع در شمال غربی آن یکی موسوم به”کردلکی” و قسمت دیگر دارای زبان لری است وی می­گوید لرهای فیلی، ساکن دره ­ی گاماساب و دره­ ی سیمره می­باشند و طوایف مهم آنها کاکاوند و کولی­وند و در دشت خاوه حسنوند، بیرانوند و آلوند و سگوند در دشت الشتر و اطراف خرم آباد هستند. سکنه ی پشتکوه (ایلام) مخلوطی از طوایف لر فیلی، و کرد­لکی هستند که به کلی با هم مخلوط می­باشند ولی در شمال اکثریت سکنه با کردها و در جنوب با لرهاست. طوایف مهم پیشکوه عبارتند از: ملکشاهی، یوسفوند و در دامنه­ ی جنوبی گراوند و در انجیرکوه کردهای دیناروند و غیاثوند. نگارنده بر این باور است، آنچه را که دهخدا کردهای لرستان، کرد­لکی و لر فیلی می نامد در واقع لک هستند.

۲- پیوستگی واژگانی زبان لکی با سایر زبان­ها

واژگان لکی بسیار غنی است، زیرا از زبان­هایی بوده که زیاد تن به تغییر نداده و تعداد علایم نگارشی و آواهایش بیشتر است، علی محمد ساکی در کتاب جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان چنین می‌نویسد:

“این واژه‌ها اعم از لری و لکی بسیار و برای مقاصد مختلف کلمات زیادی وجود دارد و با آنکه لغات و کلمات مترادف آنها به اندازه‌ی فارسی نیست، اما از نظر ادای مقصود واژه‌هایی در اختیار گوینده هست که این گویش را وسیع و غنی ساخته‌اند. بر خلاف لهجه های دیگر برای سنین گوناگون افراد و جانوران نام‌های خاص وضع گردیده است، یعنی مانند فارسی به گاو یک ساله، دو ساله، سه ساله و پنج ساله تنها گاو نمی‌گویند بلکه برای هر کدام واژه‌های مخصوص هست که اهمیت این گویش را نشان می‌دهد”

مهری باقری درکتاب تاریخ زبان فارسی ( ۱۳۷۵ :۶۶ )می‌نویسد:

“زبان­های ایرانی دوره ی میانه زبان­هایی هستند که در فاصله‌ی زمانی سالهای ۲۵۰ پیش از میلاد (تأسیس سلسله اشکانی)و ۶۵۱ میلادی (انقراض سلسله ساسانی)‌ در سرزمین ایران به کار می‌رفتند.”

وی می‌گوید که از میان زبان­ های متعددی که در ایران در  دوره میانه به کار می‌رفتند آثار و اسناد مکتوبی از زبانهای پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی، سغدی، سکایی، بلخی و خوارزمی باقی مانده است. این زبان­ها با توجه به مختصات و ویژگی­ های ساختاری و موقعیت و محدوده‌ی جغرافیایی‌شان به دو گروه اصلی به شرح زیر تقسیم می‌شوند:

الف) زبان­های ایرانی میانه گروه شرقی:سغدی، سکایی، بلخی و خوارزمی

ب) زبان­های ایرانی میانه گروه غربی : زبان­های ایرانی میانه غربی را بطور کلی پهلوی نیز می‌خوانند و خود به دو گروه تقسیم می شوند.

*زبان ایرانی میانه شمال غربی: زبان ایالت باستانی پارت است. نام این سرزمین در کتیبه‌ی داریوش به صورت parθawa ( پرثو) ذکر شده است.

*زبان ایرانی میانه جنوبی غربی: زبان ایالت پارس است که در کتیبه‌های فارسی باستان به صورت pārsa (پارس) ذکر شده است.

سکندر امان الهی بهاروند در کتاب قوم لر (۱۳۷۴) در تقسیم بندی زبانها و ارتباط زبان لری با آنها لکی را در زمره‌ی گروه شمال غربی قرار داده و لری را در زمره‌ی جنوب غربی.مینورسکی می‌گوید که لکها در نواحی شمال و شمال غربی لرستان که گاهی لکستان نامیده می‌شود زندگی می‌کنند.

بیشتر پژوهش ­های انجام شده نشان می­­دهند که از نظر واژگانی زبان لکی بیشتر به گویش­ های شمال غربی ایران نزدیکتر است تا گویش­­های جنوب غربی. احمد کسروی(۱۳۴۱ : ۲۸) در کتاب “آذری یا زبان باستان آذربایجان” در باره ی اختلاف زبان پهلوی شمال و جنوب می‌نویسد :

“آنچه در شمال زاء بوده در جنوب دال می­ شده چنانچه هنوز هم به جای دانم و داماد که از جنوب است، در شمال زانم ( در کردی) و زوما ( در سمنانی) گفته می‌شود.”

در زبان لکی نیز این دو واژه(مزونم و زوما) را با همین صورت و معنا بکار می­‌برند.  بنابراین می­ توان نتیجه گرفت که لکی از زبان ­های شمال غربی است.”

 اریک جان آنونبی(۲۰۰۷)[۱] بین دو گونه­ ی لکی پشتکوه(ایلام) و پیشکوه(لرستان) تمایز قائل می­­شود. وی می­گوید گرچه لک­­های پیشکوه از نظر قومی مرتبط با قوم لر هستند، گویش لکی متمایزِ آنها در واقع یک زبان ایرانی شمال غربی است که با کردی دارای رابطه­ ی موروثی[۲] نزدیکی است(اریک جان آنونبی: ۱). از دیدگاه او خانواده ­ی شمالی زبان­های ایرانی شامل کردی و گونه­ های مربوطه مانند تالشی، تاتی، گیلکی و بلوچی است و خانواده ­­ی جنوب غربی شامل پیوستار لری، فارسی و سایر زبان­ هایی است که به آنها نزدیکند. وی به نقل از ویندفور(a1989) لکی را به همراه کردی و گونه­ های مربوطه، متعلق به گروه شمال غربی­ زبان های ایرانی می­­داند.

مسئله­ ی مهمی که آنونبی به آن اشاره می­­کند تغییر زبانی[۳] است که در میان جمعیت لک­زبان خرم ­آباد خو د را به پیش برده. به نظر نگارنده این مسئله در همین سطح باقی نمانده بلکه هرچه بیشتر به سوی تبدیل زبانی[۴] پیش رفته است. دلیل عمده ­­ی این فرایند وجود گویش لری به عنوان زبان مرکز استان و زبان اداری است که آن را به زبان معتبرتر تبدیل کرده و بیشتر مردم خرم آباد خواسته یا ناخواسته آن را به کار می­برند.

آنونبی به نقل از اورانسکی(۱۹۷۷) شیوه­ های زیر را برای تمایز زبان های ایرانی شمال غربی از جنوب غربی پیشنهاد می­کند:

*تناوب /z/ و/d/ در ابتدای ریشه ­ی دان که در شمال /z/(زون) است و در جنوبی /d/ (دون).

*تناوب /z/ و/d/ در ابتدای واژه­ ی داماد که در شمال /z/(زوما) است و در جنوبی /d/ (دوما).

*تناوب /ž/ و/z/ در ابتدای واژه­ ی زن که در شمال / ž /(ژن) است و در جنوبی /z/ (زن).

بر اساس دسته بندی اورانسکی گونه­ های لری و نیز فارسی ویژگی زبان­های جنوب غربی را نشان می­دهند،در حالیکه لکی به طور پیوسطه الگو­های زبان­های شمال غربی را دارد وبه کردی نزدیک­تر است و مشابهت بین لکی پیشکوه و لری لرستان حاصل تماس ناحیه ­ای[۵] است تا وابستگی موروثی.

۳- هدف

هدف کلی زبانشناسی تاریخی بررسی چگونگی تغییر زبان­ها است. و اینکه چه نوع از تغییرات زبانی امکان وقوع دارد.کشف رابطه خویشاوندی زبان­ها و مسیر تحول آنها چه به صورت منفرد و چه در مقام عضوی از خانواده زبانی از جمله اهداف مهم زبانشناسی تاریخی است(نغزگوی کهن:۳).

نگارنده با توجه به هدف بالا و اینکه از نظر زبانشناسی مطالعه‌ی گویش­ها برای پی بردن به ساختارهای واجی، واژی و نحوی آنها و در تهیه‌ی اطلس های گویش­ها کاربرد دارد، به مقایسه لکی با زبان های ایرانی  پرداخته است. علاوه بر این، در این مقطع زمانی که زبان فارسی مورد هجوم واژه های بیگانه است، زبان های ایرانی می توانند به عنوان یک پشتوانه محکم برای  ساخت واژه های جدید  به کار روند. هدف دیگر مطالعه ی زبان های ایرانی، از جمله لکی جلوگیری از نابودی آنهاست.

۴- روش تحقیق

زبان شناس تاریخی می کوشد تا با مقایسه ی زبان های ثبت و بررسی شده، عناصر مشترک در همه ی آنهارا مشخص کند و با به کار گرفتن دانش خود در باره ی اصول عمومی تغییرات زبانی، تا حد ممکن به توصیف ساخت زبان مشترک بپردازد(مدرسی۱۳۷۳ :۲۷). نخستین گام در پژوهش های زبان شناسی، گردآوری عملی مواد اولیه ای است که موضوع تحلیل­ها و تعبیر و تفسیرهای بعدی قرار گیرد. زبان شناس چهار منبع مشخص برای گرد آوری مواد اولیه در اختیار دارد: گفتار خود زبان شناس،گفتار افراد دیگر که به زبان او سخن می گویند، گفتار افرادی که به زبان­های بیگانه سخن می گویند و بالاخره اسناد مکتوب.

داده های این پژوهش با مطالعه ی منابع تاریخ زبانشناسی، بویژه کتابهای تاریخ زبان فارسی خانلری(۱۳۷۴)، تاریخ زبانشناسی مهری باقری(۱۳۷۵) و تاریخ زبان فارسی ابوالقاسمی(۱۳۸۵) و مقایسه ی آن با شم زبانی نگارنده که خود لک زبان است ، گرد آودی شده اند.

۵- تجزیه وتحلیل داده ها

۵-۱-مقایسه لکی با فارسی باستان

در زبانشناسی تاریخی-تطبیقی برای مطالعه­ ی تاریخی زبان ها، دوره های زمانی ویژه ای در نظر گرفته شده است. دوره ی باستان از حدود سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد یعنی زمان تقریبی ورود ایرانیان به فلات ایران آغاز می شود و تا سال ۳۳۱ پیش از میلاد، زمان بر افتادن امپراطوری هخامنشی ادامه می یابد(صفوی۱۳۹۱ :۴۳).

محسن ابوالقاسمی(۱۳۸۵: ۵۳-۱۰۵) به شرح واژه های متون فارسی  باستان پرداخته. نگارنده با مطالعه ی این واژه ها و مقایسه­ ی آنها با واژه ­های لکی دریافته که این واژه ­ها هم ریشه هستند.[۶] هم ریشه­ ی یک واژه در یک زبان، واژه ای است در زبان دیگر که دارای صورت و معنای مشابه است. این هم ریشه ها در جدول (۱) مقایسه شده اند. این جدول نشان می دهد که هم ریشه­های فارسی باستان و لکی دارای صورت و معنای مشابه هستند.

جدول (۱) مقایسه ی واژه های مشترک فارسی باستان و لکی

پارسی باستان لکی فارسی
دادن، مادر
ima imæ ما
awa ævæ آن
baw bawæ بودن، پدر
hyat hæne زمانی
hvar hwær خورشید
aδa æsæ آن زمان، آن زمانها
tauhmā tØm تخم، خانواده
brātā bra برادر
ah ha هست، بودن

 

[۱] .Erik John Anonby: Kurdish or Luri , Laki’s Disputed identity in the Luristan province of Iran,Kurdiche studien (2004/2005:7-22).

[۲] .genetic

[۳] .Language shift

[۴] .language change

[۵] .areal contact

[۶] cognate

 

*دانشجوی دکتری زبانشناسی/ مدرس دانشگاه های لرستان و پیام نور

Email:sephrsina.ir@gmail.com

 

منبع: کشکان

اخبار مرتبط :
0

آخرین اخبار