کد خبر ۲۴۱۴۴۳ ۵ بازدید انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۲

بررسی رویکرد رسانه‌های غربی در مواجهه با اربعین

نشست تخصصی بررسی رویکرد رسانه‌های غربی در مواجهه با حماسه اربعین با حضور کارشناسان امور رسانه در دانشکده رسانه فارس برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری هنا به نقل از خبرگزاری فارس، دانشکده رسانه فارس در ادامه نشست‌های تخصصی خود، با حضور کارشناسان امور رسانه، رویکرد رسانه‌های غربی و دنباله‌های آنها در منطقه در مواجهه با حماسه اربعین را از منظر علم ارتباطات مورد بررسی قرار داد.

 

رامین شمسایی، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه رسانه، در ابتدای این نشست گفت: بهترین واژه برای توصیف اربعین ابر پدیده بودن است. در این ابرپدیده ظرفیت منجر شدن به کنش‌های اجتماعی بزرگ نهفته است. در کشورهای شرقی حادثه‌ای بتواند کنش‌های جمعی ایجاد کند بسیار اندک است. حتی در ایران نیز کنش‌های فردی را بیشتر مشاهده می‌کنیم.

احمد امین فرد، دیگر کارشناس این نشست نیز در ابتدای سخنانش با بیان اینکه این ابر رویداد چندین سال است که اتفاق می‌افتد، تصریح کرد: رسانه‌های غربی قبلا یا خیلی محدود به پیاده‌روی اربعین می‌پرداختند یا اصلا به آن نمی‌پرداختند و راهبرد سکوت را در پیش می‌گرفتند. اما این ابر رویداد آنقدر بزرگ بود که دیگر نتوانستند به آن نپردازند.

وی افزود: با بررسی سیاست رسانه‌ای و روش اقناع مخاطب در رسانه بی‌بی‌سی فارسی و دویچه‌وله آلمان در‌می‌یابیم که آنها تلاش دارند تا این رویداد را به رویدادی کوچک و نازل تقلیل دهند و این موضوع را به مسئله‌ای صرفا سیاسی تبدیل کنند.

شمسایی با بیان اینکه وقتی می‌خواهیم رسانه‌ها را بررسی کنیم، نمی‌توانیم از نظریه «بازنمایی» غافل شویم، گفت: بازنمایی یعنی فرآیند مناقشه مستمر برای تثبیت یک معنا از طریق یک رسانه.

وی در ادامه با ذکر مثال در خصوص رویکرد‌های مختلف در قبال اجرای اقتصاد مقاومتی در کشور تصریح کرد: دولت یازدهم مبنای اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را بر پایه برون‌گرایی و ارتباطات بین‌الملل بنا نهاده است و گروههای دیگر بر این باورند که باید این برنامه را برپایه درونزایی اجرا کنیم. نظریه «بازنمایی» این مناقشه مستمر بر سر معنای اقتصاد مقاومتی را مورد بررسی قرار می‌دهد.

شمسایی افزود: اینکه پدیده اربعین، پدیده‌ای مذهبی یا سیاسی و پدیده‌ای برای نمایش قدرت است عنوان می‌شود، مناقشه‌ای بین رسانه‌های جبهه مقاومت و جبهه سلطه است. لذا بنای این بحث را باید بر نظریه بازنمایی استوارت هال با رویکرد برساختگرا گذاشت، به این معنا که منازعه معنایی برای تثبیت معنا شدت پیدا می‌کند. این که اربعین نمایش پایگاه اجتماعی شیعه است یا نمایش قدرت سیاسی جمهوری اسلامی است‌، دو مفهومی است که مرتب در رسانه‌ها مورد مناقشه قرار می‌گیرد.

جامعه‌شناسی در توصیف اربعین الکن است

مدیر سابق گروه اجتماعی شبکه دو سیما تأکید کرد: در مقدمه باید به این سوال پاسخ دهیم که چرا علوم ارتباطات و جامعه‌شناسی که می‌خواهد این ابرپدیده را تحلیل کند، چرا در توصیف این واقعه عقب مانده است.

شمسایی تصریح کرد: پدیده‌های اجتماعی، ارتباطاتی و رسانه‌ای را باید درون یک زیست‌جهان فهمید. زیست جهان یعنی فضایی که رفتار ما، باورهای ما و کنش‌های ما را جهت‌دهی می‌کند. توصیف موضوع اربعین در زیست جهان شیعی قابل بیان و دارای معناست وگرنه در عقلانیت غرب معنی ندارد که یک فرد 90-80 کیلومتر پیاده‌روی کند.

وی با تأکید بر اینکه به دلیل پارادایم سکولار حاکم بر علم جامعه شناسی و به تبع آن ارزش‌های خبری که توسط غرب طراحی شده است، علم جامعه شناسی غربی نمی‌تواند اجتماعی و ارتباطی بودن پدیده اربعین را فهم کند، گفت: به همین دلیل رسانه‌های غربی نهایتا مفهوم «انبوه خلق» را برای این گردهمایی عظیم به کار می‌برند، به این معنی که عده‌ای دور هم جمع می‌شوند که الزاما کنش جمعی، نیت و هدف واحدی هم ندارند. علم جامعه شناسی و ارتباطات در توصیف ابر پدیده اربعین یک بیان الکن است.

شمسایی در ادامه گفت: یکی از مفاهیمی که گروه‌های بسیاری در دنیا به دنبال رسیدن به آن بودند، حرکتی فراتر از ملی‌گرایی بود یعنی انتر ناسیونالیسم. به عنوان مثال کمونیست‌ها، کمیترن و در واقع اتحادیه جهانی احزاب کمونیسم را تشکیل دادند و مدعی شدند که کمونیسم یک مکتب انترناسیونالیسم است یعنی فراتر از ملی‌گرایی است. اما در هیچ زمانی هیچ کدام از این مکاتب نتوانستند نمایش قدرت جمعی به استعداد 20 میلیون نفر را داشته باشند. لذا می‌توان گفت پیاده‌روی اربعین نمایش یک انترناسیونالیسم شیعی است. نکته جالب توجه اینکه این واقعه در حالی اتفاق می‌افتد که ایران و عراق (در زمان حکومت صدام و رژیم بعث) سابقه 8 سال جنگ و تقابل خونین دارند.

این کارشناس رسانه تأکید کرد: رسانه‌های غربی و دنباله‌هایشان در منطقه در مواجهه با این ابرپدیده 3 رویکرد داشتند؛ رویکرد اول، بایکوت و سانسور کامل (ابتدایی‌ترین روش که بیشترین کاربرد را هم همین رویکرد داشت)، رویکرد دوم، تخفیف (اینکه مراسم اربعین را در کنار بقیه مراسم‌ها قرار داده و آن را معمولی جلوه دهند) و رویکرد سوم که عمدتا از طرف شبکه‌های سلفی و وهابی پیگیری شد، تحریف بود.

امین فرد نیز با بیان اینکه این رویداد آنقدر بزرگ بود که در عرصه عمومی بر تمام شبکه‌های ارتباطاتی اثر گذاشت، گفت: بعضی از کشورهای عربی به خصوص عربستان و رسانه الشرق الاوسط به طرز فجیعی برای جریان سازی خبری از مکانیزم‌هایی استفاده می‌کنند که بدترین نوع آن شایعه‌سازی است و هدف آن چیزی جز تخریب نیست.

وی افزود: رسانه‌ها با سبک‌های تخریبی و استفاده از تکنیک برشی از یک واقعیت قصد تخریب این واقعیت را داشتند.

شمسایی در ادامه این نشست گفت: علی‌ر‌غم تلاش‌هایی که برای تفکیک مفاهیمی مانند سیاست رسانه‌ای، رویکرد رسانه‌ای و راهبرد رسانه‌ای صورت گرفت امروز تقریبا اینها مترادف‌اند.

وی افزود: در مورد اربعین شاهد یک نوع آشفتگی در سیاست‌های رسانه‌های غرب بوده‌ایم. چون اربعین هم پیچیده بود و هم شگفت‌انگیز بود لذا سیاست‌گذارهای رسانه‌ای غرب را از اتخاذ یک سیاست درست عاجز کرد. به عنوان مثال شبکه بی‌بی‌سی فارسی ابتدا رویکرد بایکوت را در پیش گرفت اما بعد از اینکه با حجم وسیع پوشش خبری آن در جامعه مواجهه شد شروع به بازنمایی این پدیده کرد و در رویکرد سوم شروع کرد به تحریف کردن اربعین و مشاهده می‌شود که این شبکه حرفه‌ای در عرض یک ماه سه رویکرد را اتخاذ می‌کند و آشفتگی در سیاست رسانه‌ای را به بهترین نحو به نمایش می‌گذارد.

حماسه‌سوزی بجای حماسه‌سازی

رامین شمسایی تأکید کرد: در مواجهه با رسانه‌ها باید آنها را به جریان‌‌سازان اصلی و فرعی تقسیم کرد. بدیهی است که رسانه‌های اصلی یک جریان فکری برای خط به خط مطالبی که منتشر می‌کنند فکر کرده‌اند به عنوان مثال روزنامه الشرق الاوسط که مدعی می‌شود تعداد زیادی از خانم‌های اهل سنت در عراق در جریان سفر ایرانیان برای زیارت اربعین باردار می‌شوند،‌ خبری نیست که به اشتباه منتشر کرده باشد بلکه در راستای سیاستی است که اتخاذ کرده است. اصلی‌ترین سیاستی که رسانه‌های عربی و وهابی در قبال اربعین در پیش گرفتند، حماسه‌سوزی در عوض حماسه‌سازی بود.

شمسایی با بیان اینکه امروزه رویکرد بایکوت و سکوت به این معنا نیست که اصلا خبری راجع به موضوعی گفته نشود، گفت: امروزه در رسانه‌ها به اخبار ضریب داده می‌شود. به عنوان مثال اتفاقی رخ می‌دهد که با سیاست خبری یک خبرگزاری همخوانی ندارد. این رسانه نمی‌تواند این خبر را پوشش ندهد، پس خبر را منتشر می‌کند، اما آن را در صفحه اول خود قرار نمی‌دهد، تیتر یک نمی‌کند. به عبارت دیگر ضریب ندادن به خبر در خبرگزاری‌ها یعنی به صفحه اول نیاوردن و در تلویزیون یعنی در کنداکتور پخش آن را به تاخیر انداختن، چرا که هر قدر به انتهای اخبار نزدیک می‌شویم از ضریب اهمیت آن کاسته می‌شود.

وی افزود: در نگاه اول به نظر خیلی طبیعی است که رسانه‌‌ای که گفتمان غالب در او با گفتمان شیعی در تعارض است راهپیمایی اربعین را پوشش ندهد. اما اوضاع وقتی فاجعه‌آمیز می‌شود که رسانه‌های غربی استاندارد‌هایی که خودشان وضع کردند را زیر سوال می‌برند. یعنی موضوع عدم پوشش رسانه‌ای اربعین موضوعی عقیدتی نیست که موضوعی کاملا رسانه‌ای است. از منظر ارزش‌های خبری پدیده اربعین هم ارزش یک استثناء دارد، ارزش برخورد و درگیری در این اوضاع فعلی منطقه را دارد و برای کشورهای منطقه ارزش مجاورت نیز دارد و با وجود تمام این ارزش‌های خبری، این پدیده بایکوت و یا تحریف می‌شود.

موج‌سواری رسانه‌های غربی روی شبکه‌های اجتماعی

امین فرد نیز با بیان اینکه امروز سانسور و بایکوت کامل خبر اصلا معنا ندارد، به نقش شبکه‌های اجتماعی در این خصوص اشاره کرد و افزود: اگر رسانه‌ای خبری را که مخالف سیاست‌های خبری خود است پوشش ندهد، یک عملیات برجسته‌سازی روی این خبر در شبکه‌های اجتماعی صورت می‌گیرید و به خبر اصلی این شبکه‌ها تبدیل می‌شود و این زمینه‌ای است برای شایعه‌سازی، چرا که در شبکه‌های اجتماعی مدیریت واحدی وجود ندارد و هر گروه از منظر خود به خبر نگاه می‌کند و در نهایت این یعنی درست نقطه مقابل اهداف آن رسانه در سانسور خبر مورد نظر.

وی در ادامه تصریح کرد: رسانه‌های غربی در مواجهه با پدیده اربعین با توجه به عظمت این پدیده به این موضو ع پرداختند و اتفاقا در روز اربعین نه تنها این موضوع را بایکوت نکردند بلکه آن را جزء اخبار اصلی خود مطرح کردند اما به صورت غیر مستقیم به این ابرپدیده جهت دادند و از شیوه‌های رسانه‌‌ای، تبلیغاتی و اقناعی بهره بردند تا آن معنایی که مطلوب سیاست‌گذار رسانه است را به اذهان مخاطبانشان القا کردند.

امین‌فرد افزود: این رسانه‌ها اهداف خود را در شبکه‌های اجتماعی نیز دنبال می‌کردند و در این بستر رسانه‌ای نیز با ایجاد موجی از اخبار به دنبال تخفیف دادن به واقعیت اربعین و تقویت اخبار خود بودند.

امروز رسانه‌های اجتماعی رسانه‌های جمعی را مدیریت می‌کنند

شمسایی نیز در مورد شبکه‌های اجتماعی گفت: ما با دو مفهوم رسانه‌ای مواجه‌ هستیم، یکی رسانه‌های جمعی که مدیریت واحد دارند و مخاطب کاربر نیست و اخبار یک‌طرفه به آنها منتقل می‌شود. اما دیگری رسانه‌های اجتماعی است که مخاطب انتخات‌گرست و تولید محتوا دارد. امروزه رسانه‌های اجتماعی در حال مدیریت کردن رسانه‌های جمعی هستند. الان رقیب صدا و سیما ایران دیگر شبکه‌های ماهواره‌ای نیستند که شبکه‌های اجتماعی‌، مخصوصا شبکه‌های موبایل‌محور هستند.

این کارشناس رسانه با ذکر یک آسیب‌شناسی در این حوزه گفت: در شبکه‌های اجتماعی بر خلاف این که تصور می‌شود مردم خودشان به یک گروه ورود پیدا می‌کنند، شبکه‌های جتماعی معمولا افراد همفکر را به سمت کلونی‌های مشترک سوق می‌دهد.

وی افزود: به عنوان مثال در مورد اربعین ممکن است اجتماعی چند هزار نفری در شبکه‌های اجتماعی پست‌هایی در تأیید این پدیده تولید کنند و این را نشر دهند، در این بستر شبکه‌های اجتماعی این اجتماع را به سمت یک کلونی مشترک سوق می‌دهد و در این لحظه است که آنها فکر می‌کنند همه موافق اربعین هستند و در کلونی وهابیت هم درست نقطه مقابل این نظر شکل می‌گیرد و آنها فکر می‌کنند که همه مخالف اربعین‌ هستند. پس شبکه‌های اجتماعی از این منظر فریبنده‌ی افکار عمومی‌اند و وقتی وضعیت خطرناک می‌شود که رسانه‌های جمعی را هم مدیریت می‌کنند.

پاتک رهبر انقلاب به سیاست رسانه‌های غربی

شمسایی در تشریح یکی دیگر از روش‌های رسانه‌های غربی گفت: در رسانه‌های غربی برجسته‌سازی نگرش ملی‌گرایانه را در مورد پوشش خبری اربعین کاملا مشاهده می‌کنیم. یعنی تحریک حس ناسیونالیست ایرانی‌ها نسبت به عراقی‌ها، فارس‌ها نسبت به عرب‌ها، شیعه‌ها نسبت به سنی‌ها، وهابی‌ها نسبت به سنی‌هایی که در پیاده‌روی شرکت کرده‌اند و غیره. در این شرایط تدبیر رهبر انقلاب که گفتند به هیچ وجه از تصاویر من در راهپیمای استفاده نشود هم یک تدبیر کاملا سیاسی_رسانه‌ای بود.

وی افزود: یعنی در شرایطی که رسانه‌ها در حال برجسته‌سازی این مطلب بودند که ایران عراق را فتح کرده است و ایرانی‌ها عراق را اداره می‌کنند، انتشار تصویر رهبر انقلاب در راهپیمایی اربعین منجر به بازی در پازل آن رسانه‌ها می‌شد و تدبیر رهبری پاتک به سیاست این رسانه‌های غربی بود.

 

مدیر سابق گروه اجتماعی شبکه دو سیما در ادامه گفت: در تحلیل گفتمانی رسانه‌های جهانی مثل فرانس 24، صدای فرانسه، صدای آلمان و بی بی سی باید دقت کرد نسخه ملی‌ آنها با نسخه فارسی شان معمولا یک حرف را نمی‌زنند، یعنی چند گفتمان مختلف دارند. مثلا در بی‌بی‌سی فارسی گزارش‌ها از این پدیده به نوعی است که به مخاطب غرور و شعف ملی دست می‌دهد و به لحاظ روانشناسی رسانه محبت رسانه در دل مخاطب فارسی زبان می‌نشیند.

رامین شمسایی با بیان اینکه در ادبیات محاوره‌ای مدیریت رسانه‌ای، اصطلاحی وجود دارد که می‌گویند ما باید سه بر صفر برنده شویم یا سه بر دو برنده شویم، تأکید کرد: به عنوان مثال در مدیریت رسانه‌ای، صدای امریکا، از صدر تا ذیل نظام جمهوری اسلامی را مورد اهانت قرار می‌دهد و به خیال خود بازی را 3 بر صفر برده است اما این الگو، مدل شکست خورده‌ای است. اما مدل بی‌بی‌سی الگوی پیروزی 3 بر 2 است یعنی به مخاطب امتیاز هم می‌دهیم تا مخاطب جذب شود اما در مرحله پایانی این بازی امتیاز آخر را رسانه می‌گیرد و در نهایت کل بازی را برنده می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که آیا دولت باید در سازماندهی رسانه‌ای اربعین مشارکت داشته باشد، گفت: رسانه‌هایی که می‌خواستند پدیده اربعین را مورد هجمه قرار دهند یک ویژگی مشترک داشتند و آن اینکه تاکید داشتند که دولت در اربعین دخالت دارد و این ماجرا سیاسی است و مذهبی نیست. بنابراین ورود دولت به مسئله اربعین به صلاح نیست و تجربه نشان داده که هرکجا دولت ورود کند، مردم علاقه نشان نمی دهند.

شمسایی در پایان توجه به دو نکته در مواجهه با رویکرد اربعین را مهم خواند و گفت: دنیای امروز، فارغ از رسانه، دنیای نمایش پایگاه اجتماعی گفتمان‌هاست. یعنی گفتمان شما چقدر پیاده نظام و پایگاه اجتماعی دارد. اربعین بهترین فرصت برای رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران است که بتواند پایگاه اجتماعی جهان شیعه را نمایش بدهد، پایگاهی که جریان تکفیری از آن بی‌بهره است.

نکته دوم اینکه؛ انسانی که در شهر مدرن زندگی می‌کند و انواع فشارها را در زندگی متحمل می‌شود، زیارت اربعین برای وی به مثابه یک فرصت تنفس است. وقتی می‌بینیم از هر قشری در زیارت اربعین حضور دارند، در مدیریت رسانه نباید تصور کنیم تمام این افراد همه رویکردهای انقلابی زیارت اربعین را می‌شناسند و قبول دارند.

0

آخرین اخبار